نظر علي الطالقاني
497
كاشف الأسرار ( فارسى )
قدرت و جميع كمالات حق تعالى عين ذات است و زايد بر ذات نيست . و ملائكه عرض كردند : لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ 52 ( بقره ) . حضرت عيسى عرض كرد : تَعْلَمُ ما فِي نَفْسِي وَ لا أَعْلَمُ ما فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ 53 ( مائده ) . حضرت موسى ( ع ) فرمود : عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي فِي كِتابٍ لا يَضِلُّ رَبِّي وَ لا يَنْسى 54 ( طه ) . به حضرت خاتم ( ص ) فرمود : وَ لا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَيْكَ وَحْيُهُ وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً 55 ( طه ) . و فرمود : وَ لَئِنْ شِئْنا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ بِهِ عَلَيْنا وَكِيلًا 56 ( بنى اسرائيل ) . و فرمود : يَوْمَ يَجْمَعُ اللَّهُ الرُّسُلَ فَيَقُولُ ما ذا أُجِبْتُمْ قالُوا لا عِلْمَ لَنا إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ 57 ( مائده ) . فرمود : وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا 58 ( بنى اسرائيل ) . و فرمود : وَ لا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِما شاءَ 59 ( بقره ) . و آيات بسيار است و در اخبار اهل بيت نه آن قدر است كه قابل شماره باشد . ( و ما عرفناك حقّ معرفتك و ما عبدناك حقّ عبادتك ) از آن بىحساب نمونهاى . ( و لا احصى ثنائك انت كما اثنيت على نفسك ) از آن ديار قطرهاى ؛ و در توحيد مفضّل اشاره فرموده حضرت صادق به مصالح بعضى جهل و سهو و غفلتها . رجوع كن . اگر مردم بدانند كى خواهند مرد نظم دنيا و آخرت هر دو از ميان برخيزد و اگر مىدانستند كه حضرت صاحب الامر عجل اللّه فرجه كى ظاهر مىشود فوائدى كه بر اين جهل و انتظار مترتب است از دست مىرفت و در باب ظهور آن حضرت سرّ او را به تفصيل بيان كردهايم رجوع كن . و اگر مردم غفلت از مردگان و مصائب خود نكنند و فراموش نكنند و هميشه از براى پدر و مادر و خواهر و برادر آن حالت مردن فرزند و برادر و اقربا باقى مىماند ببين ضرر او به نظم دنيا و آخرت چگونه بود . آيا مردم چرا خبرهاى موحش را پنهان مىكنند ؟ نه اين است كه فهميدهاند فاش كردن او و دانستن مردم فتنه دارد ؟ چرا راستى در مقام افساد بد است و دروغ در مقام اصلاح خوب است ؟ پس ظاهر شد كه بايد مردم خبر از امور آينده نداشته باشند . پس جفر و رمل و نجوم كه در دست مردم است بايد ناقص و بىثمر باشد و نتوانند استخراج كنند كه بعد از اين چه مىشود و بيان اين به زودى بيايد ؛ و ايضا بايد كيميا و اكسير در ميان مردم شايع نباشد زيرا كه لازم است چيز قليل الوزن و كثير القيمتى در ميان مردم به جهت معامله بوده باشد و هر چيزى كه بسيار شود البتّه قيمت او كم شود ؛ و ايضا چون مردم مستغنى شوند دست از كسب و كار و زحمت بكشند و پى كار نروند پس نظم دنيا از ميان برخيزد ؛ و ايضا اينهمه جبّاران و متكبّران كه در دنيا پيدا شد كه دين را خراب كردند و حجت خدا را خوار نمودند صاحبان دولت و ثروت بودند پس لازم